مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احکاک
20111
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
خلیدن: احکّ فی صدری.
||
بر خارش داشتن. خاریدن خاستن: احکنی رأسی؛ خاریدن خواست سر من. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احکاک
شماره: 20111
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
خلیدن: احکّ فی صدری.
||
بر خارش داشتن. خاریدن خاستن: احکنی رأسی؛ خاریدن خواست سر من. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
20111
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری