مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احک
20108
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ حَ ک ک ]
(ع ص)
سُم خراشیده.
||
کعب سوده.
||
آنکه زانوهای خود بر هم فروکوبد در رفتار.
||
مرد بی دندان. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احک
شماره: 20108
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ حَ ک ک ]
(ع ص)
سُم خراشیده.
||
کعب سوده.
||
آنکه زانوهای خود بر هم فروکوبد در رفتار.
||
مرد بی دندان. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
20108
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری