معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) استوار کردن. (زوزنی): احصاف امر؛ استوار و مستحکم کردن کار. احصاف حبل؛ استوار بستن رَسَن. (منتهی الارب). نیک تافتن رسن. (تاج المصادر). || احصاف ثوب؛ نیک بافتن جامه. (منتهی الارب). || گام نزدیک نهادن برفتن. بشتاب دویدن. (زوزنی). نیک دویدن. (تاج المصادر). || دور کردن. || بپایان رسانیدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احصاف
شماره: 20024
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) استوار کردن. (زوزنی): احصاف امر؛ استوار و مستحکم کردن کار. احصاف حبل؛ استوار بستن رَسَن. (منتهی الارب). نیک تافتن رسن. (تاج المصادر). || احصاف ثوب؛ نیک بافتن جامه. (منتهی الارب). || گام نزدیک نهادن برفتن. بشتاب دویدن. (زوزنی). نیک دویدن. (تاج المصادر). || دور کردن. || بپایان رسانیدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
20024
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی