معنی و تعریف
[ اَ حَ ص ص ] (ع ص) روز که در آن آفتاب روشن و هوا صافی باشد. یوم صحو. || نامبارک. شوم. بداختر. || شمشیر بی جوهر و بدیمن. (منتهی الارب). || طائر اَحَصّ الجناح؛ مرغ که پرهای بازوی وی رفته باشد. (منتهی الارب). || مرد موی رفته از سر. (منتهی الارب). آنکه مویش ریزیده باشد. اندک موی سر. (تاج المصادر). کم موی. آنکه مویش فروریزیده باشد. (زوزنی). مؤنث: حَصّاء. ج، حُصّ.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احص
شماره: 20014
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ حَ ص ص ] (ع ص) روز که در آن آفتاب روشن و هوا صافی باشد. یوم صحو. || نامبارک. شوم. بداختر. || شمشیر بی جوهر و بدیمن. (منتهی الارب). || طائر اَحَصّ الجناح؛ مرغ که پرهای بازوی وی رفته باشد. (منتهی الارب). || مرد موی رفته از سر. (منتهی الارب). آنکه مویش ریزیده باشد. اندک موی سر. (تاج المصادر). کم موی. آنکه مویش فروریزیده باشد. (زوزنی). مؤنث: حَصّاء. ج، حُصّ.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
20014
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی