معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بر بالش نشاندن.
(منتهی الارب). || سیر خورانیدن. سیر
نوشانیدن. (منتهی الارب). || پسند
آمدن. (منتهی الارب). || دادن آنچه بدان
خشنود شود. (منتهی الارب). خرسند کردن.
(تاج المصادر). || بس کردن.
|| بس شدن. بسنده آمدن. (تاج
المصادر). کافی شدن.