مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احزیلال
19962
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
گرد آمدن. مجتمع شدن.
||
اِحزیلال فؤاد؛ منضم گردیدن دل از بیم.
||
احزیلال بعیر در سیر؛ بلند گردیدن شتر.
||
احزیلال سحاب؛ بلند شدن ابر.
||
احزیلال جبل؛ بلند شدن کوه بر گوراب.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احزیلال
شماره: 19962
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
گرد آمدن. مجتمع شدن.
||
اِحزیلال فؤاد؛ منضم گردیدن دل از بیم.
||
احزیلال بعیر در سیر؛ بلند گردیدن شتر.
||
احزیلال سحاب؛ بلند شدن ابر.
||
احزیلال جبل؛ بلند شدن کوه بر گوراب.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19962
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری