معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) جِ حِزب. گروهها.
فوجها: در مدت مقام او بجرجان از
احزاب و اصحاب او ظلم بسیار رفته بود.
(ترجمهٔ تاریخ یمینی). و نکایتی قوی به
اصحاب و احزاب او رسانیدند. (ترجمهٔ تاریخ
یمینی).
- احزاب الرجل؛ لشکر مرد و
یاران او که با او متفق باشند.
|| (اِخ) گروههای کفار که متفق شده
بجنگ رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله آمده
بودند. || قوم ثمود و غیر آنان که
خدای تعالی ایشان را هلاک کرد.