معنی و تعریف
[ اِ ] (ص نسبی، اِ) در تداول فارسی، قسمی سجّاده از پنبه با نقشهای کبود بر زمینهٔ سپید. گستردنی خرد و غالباً با زمینهٔ سپید و گلهای آبی که چون سجّاده بر آن نماز گزارند. جانماز. مُصَلّی ََ. || چادر نادوخته که حاجیان پوشند: محرم کوی تو تا هر روز گردد آفتاب از دو صبحش آسمان سامان احرامی کند. تأثیر.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احرامی
شماره: 19912
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ص نسبی، اِ) در تداول فارسی، قسمی سجّاده از پنبه با نقشهای کبود بر زمینهٔ سپید. گستردنی خرد و غالباً با زمینهٔ سپید و گلهای آبی که چون سجّاده بر آن نماز گزارند. جانماز. مُصَلّی ََ. || چادر نادوخته که حاجیان پوشند: محرم کوی تو تا هر روز گردد آفتاب از دو صبحش آسمان سامان احرامی کند. تأثیر.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19912
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی