[ بِ دَ ] (ع ص، اِ) چیستان. چربک.
سخن غریب. مثل. حکایت. بردک.
|| آن داهیه که بماند یاد کردن آن
همیشه. (ربنجنی). || جانور وحشی.
|| مرغ که بر جای ماند و بسردسیر و
گرمسیر نشود. || سختی. (ربنجنی). ج،
اوابد.
لینک ها و اشتراک گذاری
آبده
شماره: 200
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ بِ دَ ] (ع ص، اِ) چیستان. چربک.
سخن غریب. مثل. حکایت. بردک.
|| آن داهیه که بماند یاد کردن آن
همیشه. (ربنجنی). || جانور وحشی.
|| مرغ که بر جای ماند و بسردسیر و
گرمسیر نشود. || سختی. (ربنجنی). ج،
اوابد.