معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) سوختن. (زوزنی). سوزانیدن. (تاج المصادر). بسوزانیدن. نیک سوزانیدن. (منتهی الارب): هست سرمایهٔ احراق جهانی شرری.
|| سوز آوردن. || حریقه ساختن. (و حریقه طعامی است) . (منتهی الارب). || اذیت رسانیدن. (منتهی الارب). || مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اِحراق، هو ان تمیز الحرارة الجوهر الرطب عن الجوهر الیابس بتصعید الرطب و ترسیب الیابس. والمُحرِق بکسرالراء عند الاطبّاء دواء یحرق، ای یفنی بحرارته لطیف الاخلاط بتصعیدها و تبخیرها و یبقی رمادیتها، کالفرفیون. کذا فی بحرالجواهر و الموجز. - احراق لاشه؛ سوختن جسد میّت.
|| احراق کواکب؛ احتراق (اصطلاح نجوم) .
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احراق
شماره: 19907
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) سوختن. (زوزنی). سوزانیدن. (تاج المصادر). بسوزانیدن. نیک سوزانیدن. (منتهی الارب): هست سرمایهٔ احراق جهانی شرری.
|| سوز آوردن. || حریقه ساختن. (و حریقه طعامی است) . (منتهی الارب). || اذیت رسانیدن. (منتهی الارب). || مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اِحراق، هو ان تمیز الحرارة الجوهر الرطب عن الجوهر الیابس بتصعید الرطب و ترسیب الیابس. والمُحرِق بکسرالراء عند الاطبّاء دواء یحرق، ای یفنی بحرارته لطیف الاخلاط بتصعیدها و تبخیرها و یبقی رمادیتها، کالفرفیون. کذا فی بحرالجواهر و الموجز. - احراق لاشه؛ سوختن جسد میّت.
|| احراق کواکب؛ احتراق (اصطلاح نجوم) .

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19907
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی