معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) پدر فرزند ناخلف
شدن. (منتهی الارب). فرزند بد زادن. (تاج
المصادر). || سخت بیمار کردن.
(زوزنی). بیمار افکندن. (منتهی الارب):
احرضه اللََّه. || نزار کردن عشق مردم را.
(زوزنی). || گداختن بدن را و نزدیک
بمرگ کردن. || خداوندِ معدهٔ فاسد
گردانیدن. (منتهی الارب).