معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) اِحدار ثوب؛ ریشهٔ
جامه اندرون کرده دوختن. (منتهی الارب).
|| جامه را دامن کردن. || آماس
کردن اندام از زخم چوب. (منتهی الارب).
|| آماسانیدن (از بسیار زدن).
آماهانیدن. || برتافتن ریشهٔ جامه
چنانکه در گلیمها کنند. || فرودآوردن.
فروفرستادن.