معنی و تعریف
[ فِ ] (ع ص) فروشونده. ناپدیدگردنده. غروب کننده. که فرورود. غارب : آنکه گه ناقص گهی کامل بود نیست معبود خلیل آفل بود.مولوی. هم خر و خرگیر اینجا در گلند غافلند اینجا و آنجا آفلند.مولوی. بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد تاب خورشیدی که آن آفل نشد.مولوی. جز خیالی عارضیّ و باطلی که بود چون صبح کاذب آفلی.مولوی.
ج، آفلین.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آفل
شماره: 1984
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ فِ ] (ع ص) فروشونده. ناپدیدگردنده. غروب کننده. که فرورود. غارب : آنکه گه ناقص گهی کامل بود نیست معبود خلیل آفل بود.مولوی. هم خر و خرگیر اینجا در گلند غافلند اینجا و آنجا آفلند.مولوی. بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد تاب خورشیدی که آن آفل نشد.مولوی. جز خیالی عارضیّ و باطلی که بود چون صبح کاذب آفلی.مولوی.
ج، آفلین.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1984
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی