[ اَ حَ دد ] (ع ن تف) تندتر. تیزتر. اَذکر:
خراسان که خلاصهٔ بیضهٔ دولت و
نقاوهٔ مملکت است، بدو ارزانی داشت تا وقت
نجوم محن و هجوم فتن یار احد و رکن اشد او
باشد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - امثال: اَحَدُّ من لیطة (پوست نی) .
اَحَدُّ من موسی .
لینک ها و اشتراک گذاری
احد
شماره: 19811
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ حَ دد ] (ع ن تف) تندتر. تیزتر. اَذکر:
خراسان که خلاصهٔ بیضهٔ دولت و
نقاوهٔ مملکت است، بدو ارزانی داشت تا وقت
نجوم محن و هجوم فتن یار احد و رکن اشد او
باشد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - امثال: اَحَدُّ من لیطة (پوست نی) .
اَحَدُّ من موسی .