مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آفگانه
1983
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ نَ / نِ ]
(ص، اِ)
اَفگانه. فگانه. آبگانه. جنین سقطشده.
-
آفگانه کردن؛ بچه افکندن : شکم حادثاتِ آبستن از نهیب تو آفگانه کند.مسعودسعد.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آفگانه
شماره: 1983
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ نَ / نِ ]
(ص، اِ)
اَفگانه. فگانه. آبگانه. جنین سقطشده.
-
آفگانه کردن؛ بچه افکندن : شکم حادثاتِ آبستن از نهیب تو آفگانه کند.مسعودسعد.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1983
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری