معنی و تعریف
[ اَ حَ ] (ع ص، اِ) یکی. یگانه. || یکم. - احدی؛ یک تن. هیچکس. کسی: عاجز نمیکند او را هیچ دشواری و مفر و گریزگاهی نیست هیچ احدی را از قضای او. (تاریخ بیهقی).

|| کس. دیّار: ما فی الدّار اَحد؛ نیست در خانه کسی. (منتهی الارب). || روز یکشنبه. ج، آحاد، احدان و یا احد جمع ندارد. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احد
شماره: 19808
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ حَ ] (ع ص، اِ) یکی. یگانه. || یکم. - احدی؛ یک تن. هیچکس. کسی: عاجز نمیکند او را هیچ دشواری و مفر و گریزگاهی نیست هیچ احدی را از قضای او. (تاریخ بیهقی).

|| کس. دیّار: ما فی الدّار اَحد؛ نیست در خانه کسی. (منتهی الارب). || روز یکشنبه. ج، آحاد، احدان و یا احد جمع ندارد. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19808
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی