معنی و تعریف
[ اُ جی یَ ] (ع اِ) احجوه. چیستان. (دهار). بردَک. (ربنجنی). پرد. (السامی). برد. (برهان). اغلوطه. لغز. چربک. (خلاص). کلمه ای که معنی آن مخالف لفظ آن است. (تاج العروس). سؤالی که از پرسیدنش قوت طبع مخاطب معلوم شود. و در فارسی غالباً با کلمهٔ «چیست آن» آغاز شود. مثال در لغز نیزه: چیست آن مار که بر سینهٔ خصمش گذر است کهرباپیکر و آهن دم و فولادسر است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احجیه
شماره: 19806
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ جی یَ ] (ع اِ) احجوه. چیستان. (دهار). بردَک. (ربنجنی). پرد. (السامی). برد. (برهان). اغلوطه. لغز. چربک. (خلاص). کلمه ای که معنی آن مخالف لفظ آن است. (تاج العروس). سؤالی که از پرسیدنش قوت طبع مخاطب معلوم شود. و در فارسی غالباً با کلمهٔ «چیست آن» آغاز شود. مثال در لغز نیزه: چیست آن مار که بر سینهٔ خصمش گذر است کهرباپیکر و آهن دم و فولادسر است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19806
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی