معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بازایستادن از بیم و
خوف. واایستادن. (تاج المصادر). پسپا شدن
از بیم. (منتهی الارب). واپس شدن از کاری.
(تاج المصادر). || بددلی کردن. (تاج
المصادر). بددل شدن: سلطان از
کثرت تعب از اقدام بازمانده و نزدیک شده که
در شکال احجام افتد. (جهانگشای جوینی). و
از نزول قلعه احجام می کرد. (جهانگشای
جوینی). ||
احجام ثدی؛ برآمدن
و بلند گردیدن پستان. (منتهی الارب).
|| احجام مولود؛ بار نخست شیر دادن
وی. (منتهی الارب).