مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احتکاء
19732
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
استوار شدن. (منتهی الارب).
||
احتکاء عقده؛ گره بستن. گره زدن. بستن گره را.
||
سمعت الاحادیث فمااحتکی فی صدری منها شی ءٌ؛ یعنی نخلید در دل من. بدل من نچسبید. در من اثری نکرد.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احتکاء
شماره: 19732
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
استوار شدن. (منتهی الارب).
||
احتکاء عقده؛ گره بستن. گره زدن. بستن گره را.
||
سمعت الاحادیث فمااحتکی فی صدری منها شی ءٌ؛ یعنی نخلید در دل من. بدل من نچسبید. در من اثری نکرد.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19732
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری