معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) اِحتراس. نگه
داشتن. (زوزنی) (مجمل اللغة). نگاه داشتن.
(تاج المصادر). || خویشتن داری کردن.
(مؤید الفضلاء) (صراح). || بخشم شدن.
(منتهی الارب). خشم گرفتن. (تاج المصادر).
|| احتفاظ خود را؛ اختصاص دادن
چیزی خویشتن را. (منتهی الارب).