معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) برهنه پا رفتن. (منتهی الارب). پابرهنگی. || از بیخ برکندن. (منتهی الارب). برکندن. (زوزنی) (تاج المصادر): احتفی البقل؛ از بیخ برکند تره را. (منتهی الارب). || نوازش فراوان کردن. || فرحت و سرور نمودن. || بسیار پرسیدن از حال کسی. (منتهی الارب). پژوهش کردن از حال کسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احتفاء
شماره: 19718
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) برهنه پا رفتن. (منتهی الارب). پابرهنگی. || از بیخ برکندن. (منتهی الارب). برکندن. (زوزنی) (تاج المصادر): احتفی البقل؛ از بیخ برکند تره را. (منتهی الارب). || نوازش فراوان کردن. || فرحت و سرور نمودن. || بسیار پرسیدن از حال کسی. (منتهی الارب). پژوهش کردن از حال کسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19718
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی