مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احتشاء
19701
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
پر گردیدن. (منتهی الارب). آکنده شدن. (تاج المصادر).
||
آکندن چیزی بچیزی.
||
در خود پیچیدن. (منتهی الارب). اعتباء.
||
پنبه در خود گرفتن زن حایض. (منتهی الارب). پنبه برداشتن دشتان. پنبه برگرفتن زن گاه ناپاکی.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احتشاء
شماره: 19701
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
پر گردیدن. (منتهی الارب). آکنده شدن. (تاج المصادر).
||
آکندن چیزی بچیزی.
||
در خود پیچیدن. (منتهی الارب). اعتباء.
||
پنبه در خود گرفتن زن حایض. (منتهی الارب). پنبه برداشتن دشتان. پنبه برگرفتن زن گاه ناپاکی.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19701
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری