معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) دانستن
مافی الضمیر کسی. || آزمودن کسی را.
|| آشامیدن اندک اندک. (منتهی الارب).
تجرع. آشامیدن. (تاج المصادر): احتساء
مرق؛ اندک اندک و بمهلت آشامیدن شوربا.
|| کندن و بیرون آوردن آب از میان
ریگ. (منتهی الارب). آب از میان ریگ
بیرون آوردن. (تاج المصادر).