معنی و تعریف
[ فَ ] (اِخ) تخلص شیخ
قلندربخش هندوستانی که به فارسی شعر
می سروده و منظومهٔ تحفةالصنایع از اوست.
|| تخلص شاعری فارسی گوی از
رؤسای قوم کاینهه ساکن اللََّه آباد.
|| تخلص شاه فقیراللََّه لاهوری، که در
بادی عمر زردشتی بوده و سپس بدین اسلام
درآمده و به فارسی شعر بسیار گفته است.
وفات او در ۱۱۴۳ یا ۱۱۵۴ هـ .ق . است.
|| تخلص زین العابدین نام، از شعرای
اصفهان، شعرش نیکو و بسیار بوده و دیوان او
در فتنهٔ افغان از میان رفته و اشعار کمی از او
متفرق مانده است. وفات ۱۱۲۵ هـ .ق .