معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) در کنار گرفتن.
در کنار نهادن.
- احتجار لوح؛ در کنار گرفتن
لوح را.
|| حجره ساختن. (زوزنی).
|| برگزیدن زمینی را برای خود و منار بر
آن نصب کردن تا دیگری در آن تصرف نکند.
(منتهی الارب). || خاص خویش کردن:
کان للنبی صلی اللََّه علیه وسلم حصیر یبسطه
بالنهار و یحتجره باللیل؛ ای یجعله لنفسه دون
غیره.
|| احتجار به؛ پناه جستن به. التجا بردن
به. || احتجار ابل؛ سُدّه ناک شدن
شکمهای شتران.