معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) واداشته شدن.
(تاج المصادر) (زوزنی). بازداشته شدن.
- احتباس بول؛ بازایستادن
بول. شاشبند. اُسر.
|| واداشتن. (زوزنی) (تاج المصادر).
بازداشتن. || خسیس و ناکس شمردن.
|| بخل کردن. (غیاث). || بند
گردیدن. || در زندان شدن.
|| (اصطلاح طب) مقابل استفراغ. مؤلف
کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احتباس با باء
موحده نزد اطباء احتقان مواد در بدن باشد. و
این لفظ هم بطریق لازم و هم بطریق متعدی
استعمال شود. و احتباس طمث نیز از این ماده
است، چنانکه در کتاب حدودالامراض بیان
کرده است.
- احتباس الطمث؛ مرض
مخصوص زنان (اصطلاح طب) .
- احتباس خون (اصطلاح طب).