مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احبال
19640
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
آبستن کردن. (تاج المصادر) (منتهی الارب).
||
احبال عضاه؛ پریشان افتادن گل آن و پژمرده گردیدن. (منتهی الارب).
||
بر بیاوردن کشت. (زوزنی).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احبال
شماره: 19640
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
آبستن کردن. (تاج المصادر) (منتهی الارب).
||
احبال عضاه؛ پریشان افتادن گل آن و پژمرده گردیدن. (منتهی الارب).
||
بر بیاوردن کشت. (زوزنی).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19640
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری