معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) جِ حِبر و حَبر. دانایان.
(غیاث). دانشمندان: پدر او از اخیار عباد و
احبار عُبّاد و اقطاب زهّاد بود. (ترجمهٔ تاریخ
یمینی). || علمای یهود.
|| مدادها.
|| نشانها.
|| صورتها.
- سورهٔ احبار؛ سورهٔ مائده.
(غریبین ابوعبید هروی).
- کعب الاحبار؛ و آن غلط است و
صحیح آن کعب الحبر باشد و او یکی از
علمای تابعین است که از یهود بود و مسلمانی
گرفت. (منتهی الارب).