معنی و تعریف
[ اِ رَ ] (ع مص) اِحارة. صاحب بچه
گردیدن: احارت الناقة. (منتهی الارب).
|| جواب بازدادن. (زوزنی): مااحار
جواباً؛ جواب بازنداد. (منتهی الارب).
|| افزونی کردن آسیا. (تاج المصادر).
|| طحنت فمااحارت شیئاً؛ بیرون نداد
چیزی از آرد. (منتهی الارب).