معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) رنجانیدن. (زوزنی).
برنجانیدن. (تاج المصادر). || بار کردن
فوق طاقت: اجهد الدابة. || آرزومند
طعام شدن: اَجْهَدَ الطعام. اُجْهِدَ الطعام
(مجهولاً)؛ ای اشتهی. || شتاب کردن
پیری و مانند آن: اجهد الشیب. || بسیار
گردیدن. || آشکار و هویدا شدن: اجهد
الحق. || احتیاط کردن: اجهد فی الأمر.
|| خلط و مشتبه شدن: اجهد الشی ء.
|| نیست کردن. پراکنده ساختن: اجهد
ماله. || کوشش کردن. || کوشش
کردن در دشمنی: اجهد العدو. || قریب
آمدن و نمایان گردیدن: اجهد لی القوم.
|| دست دادن کار: اجهد لک الأمر.
(منتهی الارب).