معنی و تعریف
[ اَ نَ بی ی ] (ع ص نسبی) بیگانه. (دستور). غریب: چون ز من مهتر آمد اجنبئی خیره اکنون زنخ چه جنبانم.مسعودسعد. اشتر میان ما اجنبی است. (کلیله و دمنه). در این مقام این شتر اجنبی است. (کلیله و دمنه).
|| نافرمان. || (اصطلاح فقه) شخصی غیر متعاهدین . ج، اجانب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجنبی
شماره: 19461
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ نَ بی ی ] (ع ص نسبی) بیگانه. (دستور). غریب: چون ز من مهتر آمد اجنبئی خیره اکنون زنخ چه جنبانم.مسعودسعد. اشتر میان ما اجنبی است. (کلیله و دمنه). در این مقام این شتر اجنبی است. (کلیله و دمنه).
|| نافرمان. || (اصطلاح فقه) شخصی غیر متعاهدین . ج، اجانب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19461
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی