معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (ع ص، ق) همه. همگی.
مؤنث: جَمْعاء. ج، اجمعون، اجمعین. (و آن
توکید محض است). یقال: سرت یومی اجمع و
لیلتی جمعاء؛ همهٔ روز و شب برفتم. (مهذب
الاسماء). || (ن تف) گردکننده تر.
جمع آورنده تر.
- امثال:
اجمع من ذَرّة
.
اَجمع من نملة
. (مجمع الامثال
میدانی).