معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) آسایش دادن (ستور را) . (منتهی الارب). برآسایانیدن. (تاج المصادر): ملک نوح و امیر سبکتکین و محمود از بهر اجمام مراکب و رکائب و اقتسام غنایم و رغائب دو سه روزی به هراة توقف کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| نزدیک آمدن. (تاج المصادر). نزدیک شدن کار: اجمام الامر. (منتهی الارب). || گذاشتن آب را تا گرد آید. (منتهی الارب). || اجمام المکوک؛ پیمودن پیمانهٔ سربرآورده بعد پُری. (منتهی الارب). کوت کردن پیمانه. پر کردن پیمانه. (تاج المصادر). || اجمام الفرس؛ سواری کرده نشدن اسب. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجمام
شماره: 19423
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) آسایش دادن (ستور را) . (منتهی الارب). برآسایانیدن. (تاج المصادر): ملک نوح و امیر سبکتکین و محمود از بهر اجمام مراکب و رکائب و اقتسام غنایم و رغائب دو سه روزی به هراة توقف کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| نزدیک آمدن. (تاج المصادر). نزدیک شدن کار: اجمام الامر. (منتهی الارب). || گذاشتن آب را تا گرد آید. (منتهی الارب). || اجمام المکوک؛ پیمودن پیمانهٔ سربرآورده بعد پُری. (منتهی الارب). کوت کردن پیمانه. پر کردن پیمانه. (تاج المصادر). || اجمام الفرس؛ سواری کرده نشدن اسب. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19423
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی