معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بزرگ داشتن. بزرگ قدر گردانیدن. تعظیم. بزرگ شمردن: ملکا اسب تو و زرّ تو و خلعت تو بنده را نزد اخلاّ بفزوده ست اجلال.فرخی. گر اجلالش کند شاید و گرنه نجوید برتر از حکمت جلالی.ناصرخسرو. چون ابوعلی به بخارا رسید در تعهد و تفقد و اجلال و اکرام قدر او مبالغت رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| توانا گردانیدن. (منتهی الارب). || ضعیف شدن. || فَعَله من اجلالک؛ کرد آن را ازبرای تو. || ناقهٔ جلیل بکسی دادن. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجلال
شماره: 19363
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) بزرگ داشتن. بزرگ قدر گردانیدن. تعظیم. بزرگ شمردن: ملکا اسب تو و زرّ تو و خلعت تو بنده را نزد اخلاّ بفزوده ست اجلال.فرخی. گر اجلالش کند شاید و گرنه نجوید برتر از حکمت جلالی.ناصرخسرو. چون ابوعلی به بخارا رسید در تعهد و تفقد و اجلال و اکرام قدر او مبالغت رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| توانا گردانیدن. (منتهی الارب). || ضعیف شدن. || فَعَله من اجلالک؛ کرد آن را ازبرای تو. || ناقهٔ جلیل بکسی دادن. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19363
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی