معنی و تعریف
[ اَ جَ ل ل ] (ع ن تف) اعظم. جلیل تر. عظیم القدرتر. بزرگوارتر: زندگانی خان اجل دراز باد. (تاریخ بیهقی).
و اجل در شعر فارسی به تخفیف آید: ای میر اجل چون اجل آیدت بمیری هرچند که با عز و جمالی و جلالی. ناصرخسرو. شاه اجل خسرو گردون سریر سیف دول خسرو خسرونژاد.مسعودسعد. گفت این زان فلان میر اجل گفت طالب را چنین باشد عمل.مولوی.
- امثال:
اجل من الحرش
؛ مثل است در مورد کسی که از چیزی بترسد و بأشدّ از آن مبتلا گردد. (مجمع الأمثال میدانی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجل
شماره: 19343
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ جَ ل ل ] (ع ن تف) اعظم. جلیل تر. عظیم القدرتر. بزرگوارتر: زندگانی خان اجل دراز باد. (تاریخ بیهقی).
و اجل در شعر فارسی به تخفیف آید: ای میر اجل چون اجل آیدت بمیری هرچند که با عز و جمالی و جلالی. ناصرخسرو. شاه اجل خسرو گردون سریر سیف دول خسرو خسرونژاد.مسعودسعد. گفت این زان فلان میر اجل گفت طالب را چنین باشد عمل.مولوی.
- امثال:
اجل من الحرش
؛ مثل است در مورد کسی که از چیزی بترسد و بأشدّ از آن مبتلا گردد. (مجمع الأمثال میدانی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19343
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی