معنی و تعریف
[ شَ رَهْ ] (ع مص) غالب شدن حرص.
(از آنندراج) (منتخب اللغات) (از صراح اللغة)
(غیاث اللغات) (از اقرب الموارد). سخت
حریص شدن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی).
آزناک و حریص شدن. (منتهی الارب).
حریص شدن در خوردن. (المصادرزوزنی).
آزمند و حریص شدن بر طعام و جز آن. (ناظم
الاطباء).