معنی و تعریف
[ بَ / بِ ] (اِ مرکب) آب تابه. ظرفی فلزین با لوله ای بلند که در آن آب گرم کنند. مِحَمّ. || اِبریقی از فلز و بیشتر از مس که در طهارتخانه بکار برند. قُمْقُمه. (مهذب الاسماء). قُمْقُم. کُمْکُم. - آفتابه گرفتن، آفتابه برداشتن؛ بقضای حاجت شدن. || ظرفی فلزین که پیش و پس از طعام دست و دهان بدان شویند: بدستش داد زرین آفتابه کنیزی از پیَش زرکش عصابه یکی طشتش بکف از نقرهٔ خام بسان سایه او را گام بر گام.جامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آفتابه
شماره: 1936
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بَ / بِ ] (اِ مرکب) آب تابه. ظرفی فلزین با لوله ای بلند که در آن آب گرم کنند. مِحَمّ. || اِبریقی از فلز و بیشتر از مس که در طهارتخانه بکار برند. قُمْقُمه. (مهذب الاسماء). قُمْقُم. کُمْکُم. - آفتابه گرفتن، آفتابه برداشتن؛ بقضای حاجت شدن. || ظرفی فلزین که پیش و پس از طعام دست و دهان بدان شویند: بدستش داد زرین آفتابه کنیزی از پیَش زرکش عصابه یکی طشتش بکف از نقرهٔ خام بسان سایه او را گام بر گام.جامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1936
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی