معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) شتافتن.
|| اجفال الظلیم؛ رفتن شترمرغ بر زمین و
شتافتن آن. (منتهی الارب). دویدن اشترمرغ.
(تاج المصادر) (زوزنی). || شتابانیدن و
گریزانیدن شترمرغ. (منتهی الارب).
|| بشتاب گریختن. || اِجفال الریح
بالتراب؛ بردن باد خاک را و پرانیدن آن.
(منتهی الارب). تیز وزیدن باد. باد ببردن
خاک. (تاج المصادر). || اِجفالِ قوم؛
برکنده شدن قوم و رفتن آن. (منتهی الارب).
|| اجفال بر ارض؛ افتادن بر زمین.
(منتهی الارب).