معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) جِ جزء و جزو. پاره ها. بهره ها. بخش ها: کجا کل آمده باشد چه باشد قیمت اجزا. قطران. شوهر زن را میکشت و میجوشانید و به اجزاء و اعضاء او تزجّی و تغذّی میکرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). اجزای وی است هرچه در گیتی با کل چه برابری کند اجزا.قاآنی.
این کلمه را در فارسی به «ها» جمع بسته اند: شاه دانستی که وقتی ماهی و گاو زمین کل اجزاهای گیتی را کنند از هم جدا. خاقانی.
مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اجزاء، جمع جزء است، و معانی آن در کلمهٔ جزء بیان گردید، معنی اجزاء اصلیه و زائده و تفسیرش در ضمن معنی نمو بیان شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجزاء
شماره: 19271
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (ع اِ) جِ جزء و جزو. پاره ها. بهره ها. بخش ها: کجا کل آمده باشد چه باشد قیمت اجزا. قطران. شوهر زن را میکشت و میجوشانید و به اجزاء و اعضاء او تزجّی و تغذّی میکرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). اجزای وی است هرچه در گیتی با کل چه برابری کند اجزا.قاآنی.
این کلمه را در فارسی به «ها» جمع بسته اند: شاه دانستی که وقتی ماهی و گاو زمین کل اجزاهای گیتی را کنند از هم جدا. خاقانی.
مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اجزاء، جمع جزء است، و معانی آن در کلمهٔ جزء بیان گردید، معنی اجزاء اصلیه و زائده و تفسیرش در ضمن معنی نمو بیان شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19271
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی