(نف مرکب) آنجا که هر روز
آفتاب در آن تابد. ||(اِ مرکب) سایبان.
چتر. سپر با دسته که بر سر پادشاهان چون
سایبان داشتندی :
ز روی قدر جز آن آفتاب گیر که زد
تپانچه بر رخ خورشید ساعتی صد بار؟
بدیعی سمرقندی.
لینک ها و اشتراک گذاری
آفتاب گیر
شماره: 1928
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(نف مرکب) آنجا که هر روز
آفتاب در آن تابد. ||(اِ مرکب) سایبان.
چتر. سپر با دسته که بر سر پادشاهان چون
سایبان داشتندی :
ز روی قدر جز آن آفتاب گیر که زد
تپانچه بر رخ خورشید ساعتی صد بار؟
بدیعی سمرقندی.