مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اجرب
19224
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ رَ ]
(ع ص)
گر. گرگن. (زوزنی). گرگین. (زمخشری) (لغت نامهٔ مقامات حریری). گردار. پرخارش. صاحب مرض خارش. (غیاث). مؤنث: جَرْباء. ج، جُرْب، جَربی، اَجارِب.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اجرب
شماره: 19224
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ رَ ]
(ع ص)
گر. گرگن. (زوزنی). گرگین. (زمخشری) (لغت نامهٔ مقامات حریری). گردار. پرخارش. صاحب مرض خارش. (غیاث). مؤنث: جَرْباء. ج، جُرْب، جَربی، اَجارِب.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19224
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری