معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) کفانیدن زبان شتربچه
تا شیر نخورد. (منتهی الارب). بچه شتر را
زبان شکافتن تا شیر نخورد. || قرض را
تأخیر کردن. دیرتر ستاندن دین. مهلت دادن
در ادای دین: اجرّه الدین. (منتهی الارب).
|| تبعیت کردن در سرور و اغانی: اجرّ
فلاناً اغانیه. (منتهی الارب). || نیزه در
نیزه زده گذاشتن. نیزه در مطعون بگذاشتن.
(زوزنی) (تاج المصادر): اجرّه؛ نیزه زد و
گذاشت آن را در زخم که می کشد آنرا.
(منتهی الارب). || نشخوار کردن شتر.
|| اجرّه رَسنه؛ بگذاشت او را تا هرچه
خواهد کند. (منتهی الارب). افسار کسی را
بسر خود او زدن.