معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) راندن. (زوزنی) (تاج المصادر) (منتهی الارب). براندن. روان کردن. بدوانیدن. || وکیل کردن کسی را. || وکیل فرستادن. || دانه بستن گیاه. (منتهی الارب). || امضاء. || بابچه شدن سباع. (تاج المصادر). || وظیفه و راتبه مقرر کردن. || گذاردن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجراء
شماره: 19187
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) راندن. (زوزنی) (تاج المصادر) (منتهی الارب). براندن. روان کردن. بدوانیدن. || وکیل کردن کسی را. || وکیل فرستادن. || دانه بستن گیاه. (منتهی الارب). || امضاء. || بابچه شدن سباع. (تاج المصادر). || وظیفه و راتبه مقرر کردن. || گذاردن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19187
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی