معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) در زندان کردن. (تاج
المصادر). بزندان کردن. لغتی است در دال
مهمله. (منتهی الارب). || جذع گردیدن
ستور. (منتهی الارب). دوساله شدن گوسفند و
گاو و آهو و اسب و پنج ساله شدن اشتر. (تاج
المصادر). دوساله شدن گوسفند و سه ساله
شدن گاو و آهو و اسب. (زوزنی): اجذع
الفرس؛ در سال سوم درآمد اسب.
(منتهی الارب). چهارساله شدن اشتر.
(زوزنی).