معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) استادن. راست
ایستادن. برجای ایستاده شدن: مثل الاُرزة
المجذیة علی الأرض؛ ای الثابتة.
(منتهی الارب). || اجذاء حجر؛ ایستاده
کردن و پیش افکندن سنگ را. || اجذاء
فصیل؛ پیه ناک گردیدن کوهان شتربچه.
|| بازداشتن. (منتهی الارب). مثل
|| سنگ برداشتن.