مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اجداح
19122
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
شورانیدن: اجدح السویق؛ شورانید پِسْت را. (منتهی الارب).
||
داغ مِجدَح نهادن: اَجْدَحَ الابل؛ داغ مِجدَح نهاد بر ران شتر. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اجداح
شماره: 19122
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
شورانیدن: اجدح السویق؛ شورانید پِسْت را. (منتهی الارب).
||
داغ مِجدَح نهادن: اَجْدَحَ الابل؛ داغ مِجدَح نهاد بر ران شتر. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19122
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری