معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) عطا یافتن. (تاج
المصادر). رسیدن بعطا. (منتهی الارب).
|| بخشش کردن. عطا کردن: اجدی
علیه. (منتهی الارب). عطا دادن. (تاج
المصادر). عطیه دادن. || مایجدی هذا
عنک؛ ای مایُغنیک. (منتهی الارب). کفایت
کردن. بی نیاز کردن. || منفعت رسانیدن.
سود رسانیدن. || اِجداء جُرح؛ روان
گردیدن زخم. سر بازکردن جراحت.