معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) کار بر کسی تنگ
گرفتن. کار بر کسی تنگ فراگرفتن. (تاج
المصادر). تکلیف بمالایطاق. استیصال.
اجتراف. ایذاء. اضرار. گزند کردن.
|| همه چیز را گرفتن. || بردن.
(منتهی الارب). || اجحفت به الفاقة؛
محتاج گردانید او را حاجت و مضرّت
رسانید. (منتهی الارب). || نزدیک شدن.
(منتهی الارب). با کسی نزدیکی نمودن.
|| نقصان کردن. غایت نقصان کردن.