معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) اجحار نجوم؛ باران نیاوردن ستارگان. || اجحار قوم؛ با قحط شدن قوم و بقحط رسیدن. (منتهی الارب). || بسوراخ (ددگان و خزندگان) درآوردن. جنبنده در سوراخ کردن: اجحر فلان الضّب؛ بسوراخ درآورد فلان سوسمار را و مضطر ساخت تا اینکه بسوراخ درآمد. (منتهی الارب) || کار بر کسی تنگ گرفتن. (تاج المصادر) (زوزنی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجحار
شماره: 19104
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) اجحار نجوم؛ باران نیاوردن ستارگان. || اجحار قوم؛ با قحط شدن قوم و بقحط رسیدن. (منتهی الارب). || بسوراخ (ددگان و خزندگان) درآوردن. جنبنده در سوراخ کردن: اجحر فلان الضّب؛ بسوراخ درآورد فلان سوسمار را و مضطر ساخت تا اینکه بسوراخ درآمد. (منتهی الارب) || کار بر کسی تنگ گرفتن. (تاج المصادر) (زوزنی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19104
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی