معنی و تعریف
[ اِ ثِ ءْ ] (ع مص) واخیدن مرغ
پر و موی خود را: اِجثألّ الطائر؛ پرباد کرد
پرها را و برافراشت. و اجثألّ الرّیش؛ پرباد و
برافراشته شد پر. (منتهی الارب).
|| اِجْثألّ النبت؛ دراز شد و درهم پیچید
یا این قدر بالید که در دست توان گرفت.
|| خشم کردن. بخشم آمدن.
|| آمادهٔ جنگ و شر گردیدن.
(منتهی الارب).